حکمت غیبت

خواندنش خالی از لطف نیست

ممکن است برخی این سؤال برایشان مطرح باشدکه:

چرا خداوند یک نفررا سال‌ها نگه می‌دارد بعد اورا ظاهر می‌کند چرا در همان وقت که قصدظاهر کردن اورا دارد، وی راخلق نمی‌کند؟

همان طور که می‌دانیم امام مهدی علیه‌السلام اصل و پایه‌ی محکم دین است که دین بدون اعتقاد به ایشان ابتر و سست و باطل است.

آن گرامی از دیدگان نهان است. مردم او را می‌بینند و نمی‌شناسند و او نیز خویشتن را معرفی نمی‌کند و در هر نقطه‌ای از جهان که اراده کند حضور می‌یابد.

این سؤال مطرح است که حکمت و دلیل غیبت آن حضرت در طی این قرون و اعصار طولانی چیست و برای چه منظور ازدیدگان پنهان است؟

 

  • راز غیبت تا هنگام ظهور از ما پنهان است

روایات بیانگر آن است‌که علم این مطلب نزد خداوند است و ما از آن بی‌اطلاعیم چون هیچ دلیل عقلی برای فهم و کشف علت و افعال الاهی نداریم، پس عقلاً ازعلت غیبت، آگاهی نمی‌یابیم. اصولاً علت غیبت امام علیه‌السلام برای ما قابل کشف نیست و تلاش در این مسیر ما را به گمراهی می‌کشاند زیرا این از اسرار الاهی است و حکمت آن قبل از ظهور ایشان مشخص نمی‌شود.

عبدالله بن فضل هاشمی گوید: از امام صادق علیه‌السلام حکمت غیبت صاحب‌ الامر علیه‌السلام را پرسیدم، فرمودند:

وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَتِهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَاتِ مَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ حُجَجِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ إِنَّ وَجْهَ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ لَا یَنْکَشِفُ إِلَّا بَعْدَ ظُهُورِهِ1

حکمت غیبت ایشان، همان حکمت غیبت‌های حجت‌های خداوند متعال قبل از ایشان است. حکمت این امر، جزپس از ظهور ایشان روشن نمی‌گردد.

امام علیه‌السلام درادامه‌ی حدیث فرمودند:

همان‌ گونه ‌که حکمت ‌کارهای حضرت خضر علیه‌السلام (سوراخ‌ کردن کشتی و کشتن پسر بچه و تعمیر دیوار) برای حضرت موسی علیه‌السلام تا وقت جدا شدن ایشان از یکدیگر روشن نشد.


امام علیه‌السلام درپایان با تأکید بر «سِرّ» بودن علت غیبت امام زمان علیه‌السلام فرمودند:

ای پسرفضل همانا این امر (غیبت امام عصر علیه‌السلام) یک کار خدایی و رازی از رازهای خداوند و از مصادیق غیب الاهی است و ما وقتی خداوند عزّوجلّ راحکیم دانستیم، تصدیق می‌کنیم که همه‌ی کارهای او از روی حکمت است، هر چند که حکمت آن‌ها برای ماروشن نباشد.


  • آثار و نتایج غیبت

باتوجه به حدیث مذکورواحادیث مشابه‌که بیان می‌کندحکمت غیبت تا قبل از ظهور روشن نمی‌گردد، می‌توان‌ گفت‌ که مقصود ازبیان علّت در احادیثی ‌که غیبت امام را توضیح داده‌اند، روشن نمودن برخی از آثار و فواید غیبت می‌باشد. به این معنا که غیبت حضرت، دارای آن آثار ونتایج می‌باشد2. با این توضیح به نقل برخی احادیث که در مقام بیان علت غیبت، وجوهی را ذکر کرده‌اند، می‌پردازیم.

 

1.   حفظ جان امام علیه‌السلام

در روایات رسیده از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل بیت علیهم‌السلام در مورد امام عصر علیه‌السلام به این نکته تصریح شده است که حکمت غیبت طولانی آن وجود گران مایه فرمان خدا، صیانت از جان گرامی و حیات پر برکت او برای تحقق رسانیدن نویدها و بشارت‌هاست.


امام موسی ‌کاظم علیه‌السلام می‌فرماید:

او به ‌خاطرحفظ جانش غیبتی می‌کندکه مدت آن طولانی است ‌به ‌طوری ‌که ‌مردم بسیاری مرتد می‌شوند و عده‌ی دیگر ثابت می‌مانند.3

 

امام صادق علیه‌السلام به زراره فرمودند:

یَا زُرٰارَةُ لٰا بُدَّ لِلْقٰائِمِ علیه‌السلام مِنْ غَیْبَةٍ

ای زراره قطعاً حضرت قائم علیه‌السلام غیبتی دارد.

زراره گوید: پرسیدم: چرا؟ حضرت فرمودند:

یَخـٰافُ عَلـٰى نَفْسِهِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلـٰى بَطْنِهِ4

برجانش می‌ترسد (و با دست ‌خود اشاره ‌به‌ بدنشان‌ کردند).

 

2.   امتحان مردم

یک سلسله از روایات بحث غیبت را به عنوان امتحانی برای مردم مطرح می‌کنند، زیرا خداوند می‌خواسته آنان را در دوران غیبت امتحان کند و اهل حق را از باطل جدا نماید. جدا شدن گمراهان، باعث اتمام حجت بر ایشان هم می‌شود که نتیجه‌ی دیگری در پی امتحان خداوند است. آن‌ها در روز قیامت هیچ عذری در پیشگاه الاهی در مورد کارهای خلاف خود نخواهند داشت.


جابر بن‌ عبدالله ‌انصاری به رسول ‌خدا صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم عرض ‌کرد:

یا رسول‌الله آیا قائم علیه‌السلام که فرزند شماست غایب می‌شود؟

حضرت فرمود: آری والله؛

وَ لِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَمْحَقَ الْکٰافِرِینَ

 خداوند (بدان وسیله) اهل ایمان را امتحان نموده خالص می‌گرداند و کافران را آزمایش کرده ازمیان می‌برد.5

 

امام موسی‌کاظم علیه‌السلام فرمودند:

إِنَّهُ لٰا بُدَّ لِصٰاحِبِ هٰذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ ... إِنَّمٰا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهٰا خَلْقَهُ6

صاحب الامر ناگزیر از غیبتی است... غیبت او چیزی نیست جز امتحانی از جانب خدای عزوجل‌ که  بندگان خود را به این وسیله امتحان می‌کند.

 

از امام جواد علیه‌السلام روایت است که فرمودند:

قائم علیه‌السلام غیبتی طولانی خواهد کرد و علاقه‌مندانش در انتظار او بسر برند و آن‌ها که تردید دارند، منکرش شوند و دشمنان وجود او را به مسخره گیرند و  نیز آن‌هایی‌ که وقت ظهور را تعیین می‌کنند دروغگو باشند، و کسانی ‌که در آمدنش شتاب دارند به هلاکت افتند، و آنان ‌که تسلیم تقدیر الاهی هستند از آن ورطه نجات یابند.7

 

3.   شیعیان بیش‌تر در معرض امتحان قرار دارند

هرچند که امتحان در این حدیث برای همه‌ی آفریدگان خدا مطرح شده است ولی بیش‌تر از دیگران، شیعیان درمعرض این امتحان قرار دارند.


امام صادق علیه‌السلام پس از این که از غیبت امام علیه‌السلام به زراره خبردادند، فرمودند:

غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ أَنْ یَمْتَحِنَ الشِّیعَةَ8

ولی خدای عزّوجلّ دوست دارد که شیعیان را امتحان کند.


آری امتحان اصلی و سخت برای شیعیان رخ می‌دهدتاروشن شود کدام یک از آنان در زمان غیبت از اعتقاد کامل و صحیح - نسبت به امامشان - دست برنمی‌دارند و وظایف خویش را در اقبال ایشان به خوبی انجام می‌دهند. آن‌ها که در امتحان شکست می‌خورند، در زمره‌ی اهل ضلالت و گمراهی قرار می‌گیرند.

 

4.   اراده‌ی خداوند برای تحقق ظهور

برخی معتقدند که تا شرایط برای ظهور فراهم نشود، ظهور تحقق نخواهد یافت. در کتاب امام مهدی علیه‌السلام از ولادت تا ظهور چنین می‌خوانیم:

«حضرت مهدی علیه‌السلام می‌داندکه درانتظار دریافت فرمان‌خدا برای ظهور، تا فرود حضرت عیسی علیه‌السلام از آسمان ... به خواست خـدا و وعده‌ی اوخواهد زیست، اما با رعایت شرایط، مقررات، موقعیت‌ها ... می‌داند که انجام هـرکار و برنامه‌ای در گـرو برنامه‌ریزی صحیح و فرارسیدن هنگامه‌ی آن است. بنابراین اگر زمان مناسب و شرایط و موقعیت سازگار با ظهور ایشان فرا رسد، بی‌تـردیـد خـداونـد به آن وجود مقدس فرمان ظهور خواهد داد و حکمت عمیق ادامه‌ی غیبت تا امروز، بی‌تردید فراهم نیامدن جوّ مناسب وشرایط لازم برای ظهور و قیام است.»9

در حالی که ما نمی‌دانیم شرایط لازم ظهور چیست و آن‌چه محققان آن را «شرایط ظهور» می‌نامند تنها تحلیلی از جانب خود آنان است. در هیچ کدام از روایات معصومین علیهم‌السلام مطلبی که بیانگر «شرایط ظهور» باشد نمی‌یابیم.

در روایات  معصومین علیهم‌السلام «نشانه‌های ظهور» را مطرح کرده است و در همین روایات نشانه‌های ظهور را بدائی می‌دانند یعنی خداوند قادر است در هر زمانی که اراده نماید اجازه ظهور را صادر فرماید اگرچه نشانه‌ها تحقق نیافته باشد و یا شرایط فراهم نشده باشد.


5.   دعا برای تعجیل ظهور

بر اساس همین موضوع بداء است که به ما فرمان داده‌اند که برای تعجیل در ظهور بسیار دعا کنیم.10 دعا در «زمان ظهور» بداء ایجاد می‌کند یعنی چه بسا خداوند مهربان بر اثر دعای بندگانش به آنان ترحم ‌فرماید و آن حضرت را زودتر از زمان مقرر ظاهر ‌سازد.

 

پی نویس

  1. بحارالأنوار، ج52، باب20، ص91، ح4.
  2. علاقمندان برای اطلاع بیشترازاین بحث، می‌توانید مراجعه کنید به: راز پنهانی و رمزپیدایی، بخش دوم، ص167.
  3. مهدی موعود، ص380.
  4. کمال‏ الدین، ج2، باب44، ص481، ح7.
  5. بحارالأنوار، ج51، باب1، ص73 ــ کمال‏الدین، ج1، باب25، ص287، ح7.
  6. کافی، ج1، باب فی الغیبة، ص336.
  7. مهدی موعود، ص388.
  8. کافی، ج1، باب فی الغیبة، ص337، ح5 ـ غیبت نعمانی، ص166، ح6.
  9. امام مهدی علیه‌السلام از ولادت تا ظهور، ص 214 تا 219.
  10. امام مهدی علیه‌السلام در نامه‌ای به اسحاق بن یعقوب فرموده‌اند:

وَ أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُمْ  

برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که همین دعای شما فرج شماست.

بحارالأنوار، ج52، باب20، ص92، ح7.